در جديدترين اظهارات در جمع هوادارانش :احمدي نژاد :

خرید بک لینک

 سفرهاي استاني ام ادامه پيدا مي کند شمال نيوز : محمود احمدي نژاد طي سخناني در جمع تعدادي از حاميانش به ماجراي کناره گيري خود از انتخابات رياست جمهوري اشاره کرد..... شمال نيوز : محمود احمدي نژاد طي سخناني در جمع تعدادي از حاميانش به ماجراي کناره گيري خود از انتخابات رياست جمهوري اشاره کرد. به گزارش شمال نيوز ، متن سخنان احمدي نژاد به شرح زير است:  


بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه

دو سه نکته را سريع مي گويم که ان شاالله نماز را سر وقتش اقامه کنيم. نکته اول؛ درباره بحث هاي تبييني است. در اين باره با هم زياد صحبت کرديم. اما به نظرم لازم است يادآوري بکنيم. من معتقد بودم و هستم که مهم ترين و ماندگارترين و اثر بخش ترين کار و خدمتي که در اين شرايط کسي مي تواند براي انقلاب انجام بدهد، بازخواني انقلاب است. بگذاريد باز کنم. اصلا يک اجتماع زماني شکل مي گيرد و پايدار مي ماند که دو ويژگي در آن بوجود بيايد. اول آرمان مشترک و دوم حرکت به سمتِ آرمان. اين دو را برداريم اجتماع شکل نمي گيرد. اگر هم بگيرد، پايدار نيست.

 اصلا انسان براي حرکت به سمتِ قله هاي کمال آمده هست. انساني که آرمان و حرکت ندارد مي پوسد. انرژي اش هدر مي رود. فاسد مي شود. البته منظور از آرمان همان آرمان حقيقي الهي ست که انسان براي آن خلق شد. جهان هم همين طور است. اگر حرکت عمومي به سمت آرمان هاي مشترک نداشته باشد، مي پوسد. اين نيست که ما تک تک آدم ها را مراقبت کنيم خوب مي شود. اگر خداي نکرده در حوزه آرمان هاي مشترک و حرکت به سمت آن ها دچار مشکل بشويم، هر نفر به يک طرف مي رود. اصلا اگر آن جا توقفي باشد ديگر دستاورد و محصولي وجود ندارد. ولو دو هزار سال طول بکشد. چون حرکت مشترک به سمت هدف مشترک الهي وجود ندارد.

برخي مي گويند جامعه را متوقف کنيم. آرمان و باور مشترک مي خواهيم چه کار؟ آن هايي که اينطوري فکر مي کنند کارشان به آن جايي مي رسد که براي تک تکِ آدم ها فکر مي کنند. بايد يک مامور بگذارند تا کنترلشان کنند. مگر آمريکا را نمي بينيد؟ شانزده نهادِ امنيتي براي کنترل آدم ها گذاشته است. مانده فقط تعداد نفس ها را کنترل کنند. البته آن را هم غير مستقيم مي توانند. هر جا مي روي ثبت است. يک آدامس ميخري ثبت است! از کجا؟ چند؟ با چه کارتي خريد از کجا؟ بخش عمده اش کنترلِ جامعه است.

نکته ي دوم؛ مي خواهيم حرکت کنيم و به سمتِ آرمان ها برويم. اما آرمان ها را خيلي نمي شناسيم. باز هم اتفاقي نمي افتد. آدم ها دو جور گم مي شوند. يک جور که مي دانند کجا مي خواهند بروند، آدرسش را بلد نيستند. آقا مي خواهيم برويم به پدربزرگمان سر بزنيم اما نمي دانيم از کدام طرفي برويم و کجا هست. گم مي شود و مي چرخد. يک موقع هست اصلا نمي داند کجا مي خواهد برود. گم شده است ديگر، هرچقدر بدود اتفاقي نمي افتد. اينکه مي گوييم تبيين، يعني کجا مي خواهيم برويم. بايد دائم بدانيم کجا مي خواهيم برويم. چگونه رفتنِ مارا کجا بايد برويم تعيين مي کند. معلوم است کسي که به سمتِ قله هاي آرمان هاي الهي مي رود نمي تواند ظلم کند. نمي تواند خيانت کند. نمي تواند دروغ بگويد. نمي تواند وفادار نباشد. صداقت نداشته باشد. بدونِ پاکي، ايمان و حرکت کمالي نمي تواند اثرگذار باشد و به آن سمت حرکت کند.

قله هاي آرماني الهي بيشتر سير دروني انسان هاست. اين اتفاق نيافتد، بيرون که خبري نيست. درجا زدن است. بايد هميشه بناليم. کارِ اصلي است. کارِ تعارفي نيست که حالا نمي شود کار ديگر کرد اين کار را انجام دهيم! اصلا اينطوري نيست. اصلا همه پيامبران الهي آمدند به انسان ها بگويند کجا بايد برويد. گم نشويد و خودتان را پيدا کنيد. اين اصول دين را ما اصلا کنار گذاشتيم. بعد هم يک تعريف ساده و خدا يکيست و پيغمبري هم بوده است و معاد و عدالت و امام را هم دو خط تعريف مي کنيم. اين درياي بي انتهاست. يک حرکت بينهايت است. يک سير بي انتهاست. توحيد در زندگي بايد انعکاس پيدا بکند. عدالت بايد در زندگي انعکاس پيدا بکند. امامت، معاد و نبوت بايد انعکاس پيدا کند و الا اصول چه معنايي دارد؟

مثل اينکه ساختمان فوندانسيون ندارد، اسکلت هم ندارد، تير هم ندارد، در و پيکر هم ندارد. حالا گوشه اش يک موزاييکش پريده! همه به همان گوشه چسبيده اند. به خدا اگر جامعه از باورها و آرمان هاي مشترک الهي فاصله بگيرد، فساد همه جامعه را پر مي کند. مي خواهيد مبارزه با فساد کنيد؟ اين را بايد درست کنيد. ريشه اش را بايد پيدا کنيد. با سازمان و بگير و ببند درست نمي شود. آن هم لازم است اما به شرطي که اصلش را درست کنيد.

من معتقدم الان حداقل در لايه مديريت جامعه - شما رهبري را بگذاريد کنار، رهبري هزار تا حرف مي زنند اما گوش نمي دهند - اما در لايه ي خواص و مديريت جامعه، الان اصلا انسجام آرماني، باوري و فکري وجود ندارد. حرکت واحدي هم شکل نمي گيرد. درجا زدن است. مردم هم پشت اين سد متوقف نمي مانند. مشکلات از همه جا بيرون مي زند. کجايش را مي خواهيد جمع کنيد؟

ما تجربه کرديم. وقتي انقلاب شد ما از يک جامعه طاغوتي به اين جامعه آمديم. يکدفعه سوء استفاده ها، تخلفات و خودخواهي ها محو شد. چون جامعه يکدفعه يک وحدت آرماني، باوري و حرکتي بدست آورد. نمي شود يک خط روي اين بکشيم و بگوييم بيخيالِ اين! نمي شود درست کرد اگر اين نباشد. درست نمي شود که! چه چيزي را مي خواهيد درست کنيد؟ بگذاريد يک مثال ديگر برايتان بزنم. درباره اداره ها مي گويند بازدهي کم است. پنجاه تا مشکل را مي شمارند بعد مي خواهند يکي يکي اينها را حل کنند. سي سال است مي خواهيم اين ها را حل کنيم، نميشود! تو نظام پرداختت را عوض کن، خيلي از اين ها حل مي شود. گزينش مي گذاريم، هيات تخلفات مي گذاريم، چقدر دستگاه نظارتي داريم؟ به اندازه خود حکومت. آن اگر درست نشود اين فايده ندارد. بالا سرِ هرکسي بگذاريم، بايد بالا سر آن هم يکي ديگر را بگذاريم! آن آدم بايد درست شود و حرکت کند در راه بيايد. اين را با هيچ چيزي مقايسه نکنيد.

دو سالي تبيين را با هم دنبال مي کرديم. تقريبا در هر جلسه من تذکر دادم. آقا به بحث هاي انتخابات اصلا ورود نکنيد. آنها اصلا در مقابلِ اين ارزشي ندارد. اگر اين نباشد با هزار بگير و ببند و با هزار طراحي هاي سياسي و با کارهايي که معمولا در دنيا انجام مي شود مشکل حل نمي شود. والله ارزش هاي الهي زماني محقق مي شود که به باورِ مردم تبديل بشود و همه در راهش حرکت کنند. اين نيست که يک صندلي را گرفتيم، فکر کنيم همه اش را هم درست کرديم. انتخابات آمريکا را ببينيد. با هر پدرسوخته بازي هست مي خواهد آن صندلي را بگيرد. تو جنس رسيدنت فاسد است، چطور ميخواهي اصلاح کني؟ چطور مي خواهد از دلش صلاح بيرون بيايد؟

ذات نايافته از هستي بخش
کي تواند که شود هستي بخش؟

تو تمام اخلاق را زير پا گذاشتي بعد ميخواهي بروي آنجا اخلاق منتشر کني؟ شوخي مي کني با خودت را فريب مي دهي. ما از اول هم بحث هاي انتخاباتي نداشتيم. حالا رهبري فرمودند، خيال همه راحت شد. چه آنهايي که مي خواستند کار کنند و در دلشان دغدغه بود، چه آنهايي که پدر ما را در آوردند و وقتي مي خواستيم در يک استان جلسه بگيريم، اين مي کشيد، او تهديد مي کرد، احضاريه مي آورد و ... آقا ول کنيد بگذاريد کارمان را بکنيم. راحت شديد ديگر! نگران بوديد؟ بايد نگران درون و هويت خودت باشي. نگران ارتباطت با خدا باشي. و الا قبل از تو انقدر در تاريخ آمدند و طغيانگري کردند اما هيچ اثري از آن ها نيست.

من امروز با آقاي بقايي صحبت مي کردم و بحث تاريخي بود. آقاي برژنف، سرويس هوايي اختصاصي گذاشته بود که روزانه از سيبري برايش ماهي و خاويار تازه بياورند که اين سالم باشد. الان کجاست؟ يزيد و هيتلر و شاه کجا هستند؟ بعضي هايمان گم شديم. به خدا گم شديم. طرف اصلا نمي داند مقصد از اين سيستم و حکومت چيست. مي دود که بگيرد. خب حالا گرفتي چه مي خواهي بکني؟ بياييد روي آن بحث کنيد که چه مي خواهيد بکنيد.

عزيزان، بحث تبييني با قوت ادامه دارد. بدانيد من اگر تک و تنها هم بمانم اين کار را ادامه مي دهم. تعارفي نيست. مسئوليت انساني از کسي ساقط نمي شود. ما که دعوا نداريم. محدوديت و سيطره اي وجود ندارد. ما با هم آمديم. يک کار داوطلبي و مردميست. اگر دوستاني تحليل ديگري دارند، دوست دارند بروند براي انتخابات و... اينها فعلا در مجموعه نباشند. برويد! راحت کارشان را بکنند. چون با اين مجموعه نمي شود کارها را انجام داد. اصلا دو دله نمي شود. من به شما اين را بگويم. بخدا اگر يک در ده هزار ميليارد موضوع انتخابات در ذهن من بود، الان آن هم نيست. انسان که تمام نمي شود. انسان که بند به عنوان نيست.

 دوستاني که مي خواهند در انتخابات کار کنند و در انتخابات نظري دارند، بروند و در اين مجموعه نباشند. چون آسيب مي بيند. من مي دانم در اين انتخابات حساسيت و فشار زياد است. مي آيند فشار مي آوررند، وادار مي کنند که آقا حمايت کن و اطلاعيه بده! من گفتم هيچ برنامه اي در رقابت ها ندارم؛ معنايش اين است که در انتخابات شورا يا رياست جمهوري چيزي به معناي حمايت از شخص يا ليست وجود ندارد. اگر نزديک ترين فرد به من هم آمد و گفت؛ محترم و آزاد است. گرچه من به او مي گويم اين کار را نکن؛ ولي ارتباطي به من ندارد. روشن است که اگر از کسي حمايت کنم مي شود همان بحث ديگر! شوخي و بازي نيست. بگويند آقا خودت نباش، اعتبارت بيايد پشت اين آقا، خب خنده دار است ديگر! اگر با من مشورت کنند که مي گويم حتما نرويد چون ضرورتي ندارد و در اين صحنه نمي توانيد کاري کنيد و موفق نمي شويد. حضورتان نمي تواند مفيد باشد. دلايلش هم موجود است. ما خيالمان راحت است. از اول هم راحت بود. ما اين دغدغه را نداريم. مهم ترين دغدغه آدم بايد خودش باشد. بگذاريد جمله آخر را به شما بگويم. برخي مي گويند آقا ما بريديم و.... بريدند! يکي گفت آقا من بريدم! گفتم: چه را بريدي؟ دستت را بريدي؟ اين حرفها چيست. انسان مکتبي، مسلمان و مهدوي مگر تمامي دارد؟ اصلا شرايط اجتماعي مگر مي تواند او را تعطيل کند؟ حرکت کمالي، ماموريت و مسئوليت هاي انسان  مگر تمام مي شود؟ هر لحظه دارد شروع مي شود. اين يک شروعِ جديد است.

من دست همه تان را مي بوسم. تشکر مي کنم. استان هايي که رفتيم خيلي بچه ها زحمت کشيدند. تحت فشار بودند. از اينجا هم که ما پشيباني به آن صورت نمي توانيم بکنيم. به که بگوييم که گوش بدهد؟ سفرها ادامه دارد. خدمتتان مي آييم. بله شما برنامه هاي تبييني را بگذاريد. حتما با شوراي مرکزي هم هماهنگ مي کنيم. انتشار و تقويتش را پيگيري مي کنيم. انديشه بايد تقويت بشود. به خدا انديشه، باور و آرمان دنيا را اداره مي کند. بايد يک انديشه متعالي و باور متعالي به دنيا معرفي کنيم.

اين جمله را هم به شما بگويم. من کوچک همه شما هستم. به خدا در اين هفت ميليارد من يک نفر را نمي شناسم که از او برتر باشم. ريشه تمام بدبختي هاي بشر، خود برتربيني است. استکبار است. ابليس از کجا ابليس شد؟ شيطان از کجا شيطان شد؟ طرف به خودش اجازه مي دهد سر بچه را ببرد، بمب بياندازد و آب ببندد. کسي خودش را برتر نداند دست در جيب ملت نمي کند. به چه حقي؟ چرا به اين ظلم مي کني؟ خب خودش را برتر مي داند ديگر.

يادم است چند سال پيش، فرانسه رييس جمهوري که مدام به ايران بي ادبي مي کرد. تهديد کرده بود که به ايران حمله مي کنيم. گفتم برو بابا تو آن پشه هستي که حالا ما نفهميديم کي نشستي روي درخت که مي گويي خودت را سفت بگير! جوابِ آن تهديد، اين بود. او يک خانمي داشت که مشهور بود، هنرپيشه بود. يک روزنامه محلي زد خانمِ اين، فلان کاره است! من اعتراض کردم که ما در جمهوري اسلامي هستيم. او تهديد مي کند ما جلوي تهديدش را مي گيريم. اما من نمي توانم بگويم اين رئيس جمهور دزد است. دزدي، سند و مدرک مي خواهد. چون دشمنم هست نمي توانم به او اتهامي بزنم که نيست. بگويم دزد است. اسلام را گم کرديم. چه خبر است؟ انگار مسابقه است. به جاي اينکه مسابقه در صلاح و خير باشد، از آن طرف شد.

اين مي گويد تو دزدي او مي گويد تو دزد تري! مي نويسد، تکرار مي کند، تيتر مي شود، دهها بار. پيامبر ما براي اخلاق و انسانيت آمد. ما بايد اينها را مديريت کنيم. يک چيز غير قابل فهم نيست. بايد همين ها را رعايت کنيم. يعني اگر مومن باشي و حرکت کمالي داشته باشي، خروجي ات اين ها مي شود. اگر اين خروجي نبود، هزاران و ميلياردها ادعا بکني والله دروغ است. تازه دو تا جرم مرتکب شدي. يک اينکه دروغ گفتي و دو اينکه زير يک پرچم مقدسي دروغ گفتي.

خلاصه عرضم اين شد که کار تبييني، کار اصلي است. در خدمتتان هستيم. هرکس از عزيزان مايل است. اينجا نه حزب است نه سازمان. اينجا کسي دستور به کسي نمي دهد. دستور يعني چه؟ ضعف هم زياد داريم. من از همه ضعيف تر. اين ماجرايي که پيش آمد خيال نکنيد اشکال من و شما بوده است. بنشينيم و بگوييم آقا اشکال ما چه بوده؟ هرچه! ايشان يک مصلحتي ديدند. من حتي سوال نکردم چرا و به چه مصلحتي اين را مي گوييد. آقا فرمودند مصلحت نيست، گفتم باشد. به يک ثانيه هم طول نکشيد. حالا بياييم بنشينيم و بگوييم علت چه بود؟ برخي شعارها ابراز احساسات مردم بود. البته من تذکر دادم اين ها را نگوييد. اما دليل اينها نيست. مسائل کلان کشور و انقلاب که اين طور نيست.

بايد مراقب خودمان باشيم. اگر ضعفي بوده جبران کنيم. ولي اينکه دنبال مقصر بگرديم، حداقل من مي توانم بگويم مقصر در جمع شما نيست. به يقين مي توانم بگويم اگر کسي تقصير کار باشد، مقصر در شما نيست. دوستاني که هستند محکم ياعلي بگويند. آن هايي هم که براي انتخابات مي خواهند بروند، بروند و بعدا خواستند براي همکاري بيايند. دوباره با هم صحبت مي کنيم. صحبت مي کنيم. نبايد کارهاي کوچک کنيم. اگر تشخيص مي دهي کار مهم اين است. ولي ديديد همين کار مختصري که شما انجام داديد چه موجي در جهان ايجاد کرد. دليلش چيست؟ اصلا در دستگاه الهي که کميت ها را نمي سنجند.

بنده را با مالک اشتر مقايسه نکنيد. من پر کاهي در اقيانوس انقلاب هستم. کوچک همه تان هستم. حالا دوستان لطف دارند تعابيري به کار مي برند. اما اصلا نبايد تعريف و تمجيدي از احمدي نژاد باشد. براي من اين شرايط خيلي عادي است. من خوشحالم. بهتر از اين نمي شود اعتقادم را دارم مي گويم. هيچکس از من نديده يک کلمه بگويم که اصلا براي چه؟ برخي چانه مي زنند. چانه ندارد که. اين موضوع ما نيست. اصلا موضوعِ ما اين نيست.

برخي مي گويند بيخيال رهبري هست ديگر، کار ما مهم نيست. اين ها حرف هاي شيطاني است. بايد کل جامعه بداند چه کار بايد بکند. بيايد در ميدان، انرژي بگذارد، بخواهد و حمايت کند. و الا اميرالمومنين عليه السلام را بگذاريد بالاي سر جامعه، اتفاقي مي افتد؟ نه! نمي افتد. همه بايد مراقب باشيم. امر به معروف و نهي از منکر وظيفه ي عمومي است. اين موضوع را انقدر کوچکش نکنيم که مثلا يک نفر چادرش رفت آن ور، مويش رفت آن ور، کُتش رفت و... تورو خدا خراب نکنيد دين خدا را! اصل اين است که همه بايد با چشم هاي بيدار بدانيم کدام طرفي مي رويم.

بحث ما مسير انقلاب است نه اينکه چه کسي روي چه صندلي بنشيند. موضوعِ کار ما اين نيست. چه کسي گفته هرکس در همه چيز بايد باشد؟ من تکليفي ندارم. موضوع کار من انتخابات نيست. دوستاني که تکليف ديگري مي بينند دستشان را مي بوسم اما بروند. نمي توانيم الان باهم کار کنيم.من به صراحت گفتم و پاسخ دادم. اطلاعيه روشن هم خواهيم داد. بگذاريد يک مقدار جلوتر برويم. فضا آماده بشود. مطمئن باشيد درباره برخي مسائل داخل هم صحبت خواهيم کرد. بعضي وقت ها بايد به در بگويي، ديوار بشنود. برخي اوقات بايد همين را که بالقوه در ملت و مردم هست بالفعل، شفاف و روشن کني. خودِ خدا مي فرمايد تحولات بيروني نتيجه تحولات درونيست. نگران بيرون نباشيد. من اصلا نگران تحولات آينده نيستم. تحولات عالي است و انقلاب جهاني جلو مي رود. من محرم و صفر سفرها را تعطيل کردم. ان شالله بعد صفر ادامه مي دهيم و سفر هم مي رويم.

خدا ان شالله به همه شما عزت و سلامتي بدهد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم


 

وقتي ابن تيميه، يزيد را ت...

ما را در سایت وقتي ابن تيميه، يزيد را ت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 22:08

صفحه بندی