رنجهاي برنج هر ساله در اواخر خرداد و با آغاز فصل گرما، زمين هاي بستر رودخانه شاهرود منطقه رودبار الموت قزوين ميتوان تصوير نشاي برنج را ديد . کوهپايههاي جنوبي البرز که سينهشان را تا چشم کار ميکند تراشيدهاند از درخت، رودخانه اش را هم سد زدهاند و آب را مهار کردهاند، بسترش مانده است براي کشت. زمين دامنههاي الموت آنقدر قوت دارند که بشود در سال دو يا سه نوبت کشتشان کرد. اين توجيه بافت طلايي زمينهايي است که هنوز آماده کشت برنج نشدهاند. محصولشان بيشتر «جو» است که بعد از برداشت، زمينش را آتش ميزنند تا غرق آبش کنند و در آخر شخم ميزنند و مسطحش ميکنند. تا اينجاي کار با مردان است و ازين به بعد کار دستان خستگي ناپذير زنان. نشا را دسته دسته از خزانه درميآورند و علفهاي هرز را جدا ميکنند. نميتوان انتظار سرعت بالا داشت. بُن نشاي برنج برخلاف سبزي روشن و زيبايش و ريشههاي بلند سپيد رنگش، خارهاي سختي دارد که به راحتي پوست را ميخراشد. اغلب اينکارها اين روزها ماشيني شده و بسته به بزرگي زمين و قابلیت حضور دستگاه،کارهاي نظير شخم زدن و هم سطح کردن و نشا کاري به وسيله دستگاه انجام ميشود اماهنوز هم هستند بخشهايي که رنج مردمان منطقه در عمل آوري و رنج اين کار را تداعي ميکنند. ميگويند شاليکاري يکي از سختترين کارهاي دنياست.
برچسب:
نویسنده: آرشان صادقی